سيد محمد باقر برقعى

94

سخنوران نامى معاصر ايران ( فارسي )

خاك پاى سالكان راه باش ! ! * تا كه ره بر كوى جانانت كنند پيروى كن از خليل اللّه پاك * تا كه دور از شرّ شيطانت كنند عاشقانه جان نما تسليم دوست * تا چو اسماعيل قربانت كنند بىريا شو در عمل خرّم‌شهى * تا غلامِ شاهِ مردانت كنند عشق يار رو به درِ بارگاهم امشب * ناظر به‌سوى جلوه‌گاهم امشب در بين ستارگان عالم * افتاد به تو نگاهم امشب ديدم نه ستاره بلكه ماهى * دلداده به روى ماهم امشب تشبيه رُخت به ماه كردم * تا چند در اشتباهم امشب بهتر ز هزار مهر و ماهى * ضرب المَثَل است ما هم امشب هرآنچه ثوابتند و سيّار * روشن ز تواند باهم امشب از دردِ فراقِ روى آن ماه * تا ماه رسيد آهم امشب بگذشت شب فراقت امّا * افزون ز هزار ماهم امشب بر هرچه نظر كنم تو بينم * من عاشقِ اين نگاهم امشب حقّ همه عاشقان رويت * بنما نظرى به ما هم امشب رحمى ، نظرى عنايتى كن * بيچاره و بىپناهم امشب دستِ منِ بينوا نگيرى * درمانده و روسياهم امشب اين خواسته هم ز يارى توست * كافتاده زبان به را هم امشب از بارش فضل و رحمت توست * بشكفته گل و گياهم امشب بخشاى مرا به هشت و چارت * تا پاك شود گناهم امشب خوانى اگرم گداى كويت * « خرّم » شوم اينكه شاهم امشب